دیدگاه جیسون وارنر (Jason Warner): او طیفی را پیشنهاد میکند: برنامههای مونولیت (monolith apps)، سرویسها (services)، میکروسرویسها (microservices). معتقد است "رفتن به سمت میکروسرویس کامل" یکی از بزرگترین اشتباهات معماری در دهه گذشته بوده است.
موارد استفاده مناسب از میکروسرویسها: زمانی که مرزهای مشخصی وجود دارد (فرآیند، سازمان، فناوری، مقررات)، منطقی است.
مثالها:
- فناوریهای مختلف (پایتون، جاوا) در یک برنامه.
- محیطهای تنظیمشده که نیاز به اجرای کد امن دارند.
مشکلات میکروسرویسها:
- کاهش عملکرد به دلیل پیمایش شبکه و سریالسازی (serialization).
- افزایش پیچیدگی در اطمینان از صحت (نسخهبندی، در دسترس بودن سرویس).
- تست واحد (unit testing) دشوار در چندین مخزن.
- مدیریت استقرار پیچیده (چندین کانتینر، پیکربندی).
- انجماد API به دلیل تغییرات قرارداد.
- توسعه و اشکالزدایی کندتر (چندین سرویس، زمانهای راهاندازی).
مفهوم کلیدی: جداسازی سازماندهی کد از استقرار (Decoupling Code Organization from Deployment) مقاله گوگل بر ترکیب مرزهای منطقی (کد) با مرزهای فیزیکی (استقرار) تأکید میکند. مونولیتهای ماژولار با جدا کردن نحوه نوشتن کد از نحوه استقرار آن، این موضوع را حل میکنند.
دستیابی به مقیاسپذیری و امنیت در مونولیتها:استقرار کد مونولیت در محیطهای جداگانه و ایزوله (به عنوان مثال، پادهای Kubernetes).
- استفاده از متعادلکنندههای بار (load balancers) و DNS برای مسیریابی ترافیک به مجموعههای گره خاص.
- فعال کردن پیکربندیهای مقیاسپذیری و امنیتی مستقل برای بخشهای مختلف برنامه.
تجربه توسعهدهنده (DX):مونولیتهای ماژولار به توسعهدهندگان اجازه میدهند یک برنامه توزیعشده را به عنوان یک برنامه واحد بنویسند.
- اشکالزدایی و ردیابی درخواستها را از طریق کد پایه ساده میکند.
- کد به واحدهای ماژولار به نام اجزا (components) تقسیم میشود.
مشاهده مطلب اصلی