مقاله ای با عنوان "آیا برنامهنویسی شیگرا بدترین ایده تا به حال بوده است؟" به بررسی انتقادات وارده بر برنامهنویسی شیگرا میپردازد. نویسنده، با اشاره به نظر ادگر دییسترا که برنامهنویسی شیگرا را ایدهای بد دانسته که فقط در کالیفرنیا میتواند به وجود آید، به این سوال پاسخ میدهد که چرا این روش برنامهنویسی به این میزان رایج شده است.
نویسنده استدلال میکند که در دوران دییسترا، تمرکز اصلی بر الگوریتمها بود و افزودن اشیاء به کد، زیبایی و وضوح کد را کاهش داده و بر ساختار بزرگتری تمرکز میکند که ارتباط کمی با الگوریتمها دارد. او با مثال مرتبسازی، نشان میدهد که این مفهوم با اشیاء ارتباطی ندارد، حتی در دنیای برنامهنویسی شیگرا.
در مقابل، نویسنده به تجربه خود در برنامهنویسی یک شی نمودار در سیمولا اشاره میکند و از توانایی ایجاد تعداد زیادی نمودار با استفاده از یک کلاس، تحت تاثیر قرار میگیرد. او تفاوت بین یک تابع و یک شی را در این نکته بیان میکند که شی دارای حالت (state) است و در طول اجرای برنامه وجود دارد، در حالی که تابع فقط در زمان اجرا وجود دارد.
نویسنده در نهایت به این نتیجه میرسد که ایده شیگرا به دلیل تداوم و وجود شی در طول برنامه جذابیت دارد و این موضوع باعث میشود برنامهنویسان به گونهای فکر کنند که شی در طول برنامه وجود دارد. این در حالی است که تابع فقط در زمان اجرا وجود دارد و یک پدیده گذرا است.
مشاهده مطلب اصلی