دان شاپیرو یک مدل پنج سطحی برای کمک برنامهنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی پیشنهاد کرده است که از سطوح اتوماسیون رانندگی الهام گرفته شده است. این سطوح شامل تکمیل خودکار "تند"، نقش یک کارآموز برنامهنویسی، یک توسعهدهنده جونیور در حال همکاری با مدل، یک توسعهدهنده که بیشتر کدها توسط هوش مصنوعی تولید میشوند و نقش یک بازبین کد را بر عهده دارد، یک تیم مهندسی که در آن مدیران یا مدیران پروژه با عوامل هوش مصنوعی همکاری میکنند و در نهایت "کارخانه نرمافزاری تاریک" است.
در سطح پنجم، سیستم دیگر یک ماشین نیست و شما دیگر نرمافزار متعلق به دیگران را اجرا نمیکنید. فرآیند نرمافزاری شما دیگر یک فرآیند نرمافزاری نیست، بلکه یک جعبه سیاه است که مشخصات را به نرمافزار تبدیل میکند. این اصطلاح "تاریک" از مفهوم کارخانه Fanuc Dark Factory الهام گرفته شده است، جایی که کارخانه توسط رباتها اداره میشود و نیازی به نور نیست.
تیمهای کوچکی وجود دارند که این الگو را دنبال میکنند و در عرض چند ماه، سیستمهایی را ساختهاند که بسیار قانعکننده به نظر میرسند. این تیمها معمولاً کمتر از پنج نفر هستند و ویژگیهای کلیدی آنها شامل عدم بررسی کد تولید شده توسط هوش مصنوعی، تمرکز بر تست و ابزارسازی و نقش انسانها در طراحی سیستم و نشان دادن استحکام نرمافزار است. این رویکرد با تکیه بر سیستمهای تست و شبیهسازی، اثبات میکند که سیستم به درستی کار میکند.
توسعهدهندگان با تجربه (20+ سال) در سیستمهای با قابلیت اطمینان بالا، این رویکرد را با دیدی واقعبینانه دنبال میکنند. انتظار میرود این تیمها به زودی از حالت مخفی خارج شوند و این رویکرد میتواند آینده توسعه نرمافزار باشد. این مدل نشاندهنده یک تغییر اساسی در نحوه توسعه نرمافزار است، جایی که هوش مصنوعی نقش اصلی را در تولید کد ایفا میکند و انسانها بر طراحی سیستم و اطمینان از صحت آن تمرکز میکنند.
این مقاله بر اهمیت درک سطوح مختلف کمک برنامهنویسی مبتنی بر هوش مصنوعی و پتانسیل تحولآفرین "کارخانههای نرمافزاری تاریک" تأکید میکند. این رویکرد جدید میتواند منجر به افزایش بهرهوری و کاهش هزینهها در توسعه نرمافزار شود، اما نیازمند درک عمیق از قابلیتها و محدودیتهای هوش مصنوعی است.
مشاهده مطلب اصلی