نویسنده، یک توسعهدهندهی .NET با تجربهی کار در بخش بانکی، تجربهی خود را در پیادهسازی معماری پاک در یک پروژه کوچک .NET به اشتراک میگذارد. هدف اصلی او یادگیری و درک عمیق معماری پاک و اعمال آن در یک پروژه عملی بود. او کتاب "معماری پاک" اثر رابرت سی. مارتین (Uncle Bob) را مطالعه کرده و یک پروژه کوچک را برای اعتبارسنجی ایدهها ساخت. نویسنده متوجه شد که مهمترین بهبود در معماری پاک، ایجاد مرزهای واضحتر و تعیین جهت وابستگیها است، نه صرفاً ایجاد پوشههای بیشتر. در پروژههای قبلی خود، از الگوهای MVC و پوشههای "سرویس" استفاده میکرد که منجر به وابستگی UI به منطق تجاری، مرزهای مبهم و وابستگی بالا میشد. معماری پاک به او کمک کرد تا این مشکلات را برطرف کند و یک ساختار قابل نگهداریتر و مقیاسپذیرتر ایجاد کند.
مشاهده مطلب اصلی