این مقاله بر سر مشکلاتی که طراحان رابط کاربری با عدم درک نحوه تبدیل طرحهایشان به کد قابل اجرا ایجاد میکنند، تمرکز دارد. این موضوع باعث پیچیدگی، ناامیدی و دشواری کار توسعهدهندگان میشود. نویسنده معتقد است که بسیاری از طراحان در یک خلاء عمل میکنند و ابزارهایی مانند Figma یا Sketch را صرفاً به عنوان بومهای هنری و نه نقشههایی برای تجربههای تعاملی در نظر میگیرند.
نویسنده به طرحهایی اشاره میکند که بیش از حد پیچیده هستند، مانند لایههای متعدد اشکال سفارشی، سایهها و گرادیانها که هیچ هدف عملکردی ندارند و ساعتها یا روزها طول میکشد تا پیادهسازی شوند. همچنین، استفاده از SVG برای هر عنصر پسزمینه که با اسکرول تغییر مکان میدهد، غیرضروری است. این رویکرد منجر به کد تکراری و دشواری در ایجاد کتابخانههای اجزای قابل استفاده میشود.
یکی دیگر از مشکلات، نادیده گرفتن اصول دسترسیپذیری است، مانند متن با کنتراست پایین، کنترلهای سفارشی که وضعیت تمرکز مناسب ندارند، تکیه صرف بر رنگ برای انتقال اطلاعات یا عناصر ناوبری کاملاً سفارشی که خوانندههای صفحه نمایش را از کار میاندازند. این موارد نه تنها آزاردهنده هستند، بلکه کاربران معلول را نیز حذف میکنند و مسئولیتهای قانونی ایجاد میکنند. علاوه بر این، درخواستهای طراحان برای فونتهای متعدد، تصاویر پسزمینه بزرگ و غیربهینه، و انیمیشنها و اسلایدرهای پیچیده، عملکرد مرورگرها را مختل میکنند.
نویسنده درخواست میکند که طراحان رابط کاربری آموزش ببینند تا بپذیرند هر دارایی، هر فونت سفارشی و هر انیمیشن پیچیده هزینهای از نظر زمان بارگذاری و تجربه کاربری دارد. آنها باید یاد بگیرند که به گونهای طراحی کنند که بهروزرسانی، نگهداری و مقیاسبندی آن آسان باشد، بدون ایجاد موارد خاص و در عین حال اطمینان از دسترسیپذیری. در نهایت، نویسنده معتقد است که طراحیهای پیچیده باید محدود به پروژههای شخصی، نمایشگاههای مد یا مسابقات جایزه باشند، نه پروژههای تجاری.
مشاهده مطلب اصلی