سازمانهایی که در هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند اغلب با مالیاتی مواجه میشوند که بهرهوری را از بین میبرد. معماری جریان با استفاده از زمینه جهانی، ارزش هوش مصنوعی عاملی را باز میکند.
رهبران فناوری اطلاعات با فشار زیادی برای توجیه هزینههای هنگفت هوش مصنوعی و نوسازی مواجه هستند. هیئت مدیرهها بازگشت سرمایه را مطالبه میکنند و مدیران مالی به دنبال افزایش کارایی هستند. اغلب رهبران، هر پیادهسازی را از دریچه دید رشد خالص تجاری بررسی میکنند و میپرسند که سازمان چقدر سریعتر میتواند پیش برود و چه مقدار پول میتواند پسانداز کند.
یک مالیات اصطکاک در این طرز تفکر مبتنی بر کارایی پنهان شده است. ما شاهد پیادهسازی گران قیمت CRM هستیم که تیم فروش از استفاده از آن امتناع میکند زیرا 10 کلیک به روز کاری آنها اضافه میکند. ما یک ربات خدمات مشتری را میبینیم که 20 درصد از تماسها را منحرف میکند اما با ناامید کردن مشتریان با ارزش، احساسات مشتری را تخریب میکند. طراحی صرفاً برای نتایج تجاری بدون در نظر گرفتن عنصر انسانی اصطکاک را معرفی میکند. اصطکاک به عنوان دشمن ارزش عمل میکند.
شرایط بازار نیازمند یک فلسفه معماری جدید است. رهبران فناوری اطلاعات موفق تمرکز را از سیستمهای ایستا به حرکت جنبشی تغییر میدهند. آنها معماری جریان را میسازند. این معماری بر این فرض است که رشد تجاری پایدار نیازمند حل همزمان ارزش مشتری و رفاه کارکنان است.
این مقاله بر اهمیت معماری جریان در هوش مصنوعی عاملی تاکید دارد و نشان میدهد که نادیده گرفتن تجربه کاربر و کارمندان میتواند منجر به شکست پروژههای هوش مصنوعی شود.
مشاهده مطلب اصلی